السيد الخميني
93
ديوان امام ( فارسى )
كتاب عمر پيرى رسيد و عهد جوانى تباه شد * ايّام زندگى همه صرف گناه شد بيراهه رفته پشت به مقصد همىروم * عُمرى دراز صرف در اين كوره راه شد وارستگان به دوست پناهنده گشتهاند * وابستهاى چو من به جهان بىپناه شد خودخواهى است و خودسرى و خودپسندى است * حاصل ز عمر آنكه خودش قبلهگاه شد دلدادگان كه روى سفيدند پيشِ يار * رنج مرا نديده كه رويم سياه شد افسوس بر گذشته ، بر آينده صد فسوس * آن را كه بسته در رسن مال و جاه شد از نور ، رو به ظلمتم اى دوست ، دست گير * آن را كه روسيه به سراشيب چاه شد